mail me mail me home page archive
بيا به خدا تلفن کنيم

:: الهی...

گاهي اوقات به يه كسي مثل خواجه عبدالله انصاري حسوديم مي شه! وقتي مي بينم اينطور شيفته بوده و هر جوري كه مي خواسته با كلمات متصل مي شده! يه كم (بيشتر از يه كم) دلم مي گيره!

يه جوري از محبت الهي و محبت خودش نسبت به او مي نويسه كه ...

الهی محبت تو گلی است محنت و بلا خار آن، آن کدام دل است که نيست گرفتار آن ، الهی از هر دو جهان محبت تو گزيدم و جامه بلا بريدم و پرده عافيت دريدم.

يا رب ز شراب عشق سر مستم کن                        وز عشق خودت نيست کن و مستم کن

از هر چه بجز  عشق تهيدستم  کن                         يکباره به بند عشق پابستــــــــــــتم کن

الهی چون در تو نگرم از جمله تاجدارانم و تاج بر سر ، و چون در خودنگرم از جمله خاکسارانم و خاک بر سر ، الهی مرا دل از بهر تو در کار است و گرنه مرا با دل چه کار است آخر چراغ مرده را چه مقدار است .

الهی اگر مستم و اگر ديوانه ام ، از مقيمان اين آستانه ام آشنائی با خود ده که از کائنات بيگانه ام.

الهی تا بتو آشنا شدم ، از خلق جدا شدم ، در دو جهان شيدا شدم ، نهان بودم و پيدا شدم .

الهی در سر خمار تو داريم ، در دل اسرار تو داريم و به زبان اشعار تو داريم ، اگر گوئيم ثنای تو گوئيم و اگر جوئيم رضای تو جوئيم.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٦ - ستاره

:: شاه کليد يا شاه کد؟

...

درسته كه همه جوره مي تونم باهاش تماس بگيرم و با اون همه اسم و شماره، بي نهايت راه براي تماس دارم... اما انگار كل داستان يه شاه كليد هم داره...

يه شاه كد (king code)!!! (اينو از خودم اختراع كردم!!! شايد اصلا يه همچين لغتي نداشته باشيم!)

يه شاه پيش شماره!!!

انگار بايد حتما حتما يه چيزي رو قبل از همه اينا بگيرم... بعد صداش بزنم...

كسي مي دونه اين شاه كد چيه؟ 

كسي مي دونه خاص بودن اين تماس و ارتباط چيه؟

...

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٦ - ستاره

:: كسي كه مثل هيشكي نيست

...

هنگامى كه حضرت موسى (ع) با خداوند راز و نياز داشت، خداوند بلندمرتبه به او فرمود:

«هنگام ياد كردن من، خاشع و فروتن و در وقت خواندن نامم، به رحمت من مشتاق باش... چيزى مانندم نيست. منم زنده جاويدانى كه نيستى ندارم«.

...

»اى موسى! زبانت را در پشت دلت گذار (بى‏تأمل سخن مگو) تا سالم بمانى. در شبانه‏روز بسيار ياد من كن تا بهره‏مند شوى... اى موسى! دست‏هايت را از روى خوارى بين دستان من قرار ده، همانند بنده‏اى كه به درگاه مولايش شيون كند؛ كه اگر چنين كردى مورد ترحم و مهر قرار گيرى و من بخشاينده‏ترين قدرتمندان هستم«.

منبع: صداي او 2

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٦ - ستاره

:: تلفن يا مناجات

آدم وقتي مناجات خواجه عبدالله انصاري رو مي خونه، تازه مي فهمه كه با يه عالمه اسم ديگه مي تونه او رو صدا بزنه! راستش من دنبال اسماء الهي بودم كه به اين مناجات زيبا رسيدم:

الهی! يكتای بی همتائی! قيوم توانائی! بر همه چيز بينائی! در همه حال دانائی! از عيب مصفائی! از شرك مبرائی! اصل هر دوائی! داروی دلهائی! شاهنشاه فرمانفرمائی! معزز به تاج كبريائی! بتو رسد ملك خدائي!

الهی! نام تو ما را جواز! مهر تو ما را جهاز! شناخت تو ما را امان! لطف تو ما را عيان!

الهی! ضعيفان را پناهی! قاصدان را بر سر راهی! مومنان را گواهی! چه عزيز است آنكس كه تو خواهي!

الهی! ای خالق بی مدد وای واحد بی عدد! ای اول بی بدايت وای آخر بی نهايت!

ای ظاهر بی صورت وای باطن بی سيرت! ای حیّ بی ذلت! ای معطی بی فكرت وای بخشنده بی منت! ای داننده راز ها! ای شنونده آوازها! ای بيننده نماز ها! ای پذيرنده نياز ها! ای شناسنده نامها! ای رساننده گامها! ای مطلع بر حقايق! ای مهربان بر خلايق! عذر های ما بپذير كه تو غنی و ما فقير و بر عيبهای ما مگير كه تو قوی و ما حقير! از بنده خطا آيد و ذلت و از تو عطا آيد و رحمت.

انگار هر كدوم اينا يه شماره تلفن باشه... منحصر به فرد و خاص... انگار به اون سنترال اصلي، بي نهايت شماره وصل مي شه... فقط بايد يه جوري به اون شماره اصلي برسم؟!!!

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٦ - ستاره

:: اووووووومدم

...

اين عكس رو دوست دارم براي اينكه كاملا زنده و جونداره!!!

مي تونين بندازنيش روي دسك تاپ و از زنده بودنش لذت ببرين!!!

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦ - ستاره

:: سرشلوغی!!!

سلام سلام...

 

اومدم بگم كه اين چند روز، يه كم سرم شلوغه!!! اما هستم... و مي دونم كه شما هم هستيد...

مثل همیشه...

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٦ - ستاره

وسعت بی واژه

...

رو به آن وسعت بي واژه كه همواره مرا مي خواند...

 

رو به آن وسعت بي واژه

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٦ - ستاره

کجا بايستم؟

...

...

...

...

...

...

...

من چي مي بينم؟

تو چي مي بيني؟

كجا وايسيم كه بهتر و درست تر ببينيم؟

كجا وايسيم كه ...

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦ - ستاره

:: من و امواج و او...

وقتي گوشي تلفن رو برمي داريم تا به جايي يا كسي زنگ بزنيم، چه اتفاقي مي افته؟

من كه خيلي اين چيزا رو بلد نيستم ولي مي دونم كه يه سري سيم و كابل و برج مخابراتي هستن كه به عنوان گيرنده و تقويت كننده و فرستنده امواج صوتي عمل مي كنن... اين مي شه كه صدا به صدا مي رسه و ما از حال هم با خبرمي شيم.

حالا فكرش رو بكن اگه بخوايم به يكي زنگ بزنيم كه نزديكه نزديكه... اونقدر كه نيازي به هيچ سيم و كابل و برج و دكل و ... نباشه... چي؟

هيچ كدوم اينا رو نمي خواد، اما خوب، بدون هيچي هم كه نمي شه... از اين بساط هاي تكنولوژي نمي خواد... اما بالاخره بايد يه شماره اي رو بگيري... يه اسمي رو بخوني...

وقتي صداش مي كنيم، با كجا تماس مي گيريم؟

با قلب خودمون؟

با يه جايي كه از رگ گردن هم نزديكتره؟

اگه امواج قاطي بشن، اگه بين اين همه صدا و پالسي كه داره رد و بدل مي شه صداي من رو نشنوه؟

مي گن: «آن گاه كه حضرت داوود (ع) به حج آمد؛ چون به عرفات حاضر شد و كثرت مردم را در عرفات مشاهده كرد، بالاى كوه رفت و تنها مشغول دعا و راز و نياز شد. چون از مناسك حج فارغ شد، جبرئيل به نزد او آمد و گفت:

اى داوود پروردگارت مى‏فرمايد:

»چرا بالاى كوه رفتى؟ آيا گمان كردى كه صدايى به سبب صداى ديگر، بر من مخفى مى‏گردد؟«

سپس جبرئيل، داوود (ع) را به سوى «جدّه» برد. از آن جا او را به دريا فرو برد تا به سنگى رسيد. آن را شكافت. ناگاه در آن سنگ كرمى ظاهر شد. آن گاه جبرئيل گفت:

اى داوود! پروردگارت مى‏فرمايد:

 »من صداى اين كرم را در ميان اين سنگ در قعر دريا مى‏شنوم، گمان كردى كه اختلاف آوازها، مانع شنيدن صداى تو مى‏شود؟« منبع: صداي او جلد اول

انگاري واقعا به هيچ سيم و كابل و ماهواره و ... نياز نيست... گيرنده صد در صد مي شنوه... اطلاعات با بهترين كيفيت مخابره مي شن و ...

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - ستاره